تبلیغات
110 - آیه ولایت 3

110

شنبه 16 بهمن 1389

آیه ولایت 3

نویسنده: علی طولابی   

 عدم ذکر زمان اعمال ولایت

گفته شده: اعمال ولایت توسط امیرالمؤمنین‏علیه السلام مربوط به پس از زمان پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله است... و از طرفی در آیه یا احادیث شأن نزول، زمان دقیق اِعمال ولایت توسط حضرت‏علیه السلام بیان نشده است، بنابر این می‏توان آن را به پس از خلفای سه گانه اختصاص داد. [1] .

پاسخ: اوّلاً: متفاهم عرفی در این موارد ولایت بلافصل است و خلاف آن نیازمند دلیل است.

ثانیاً: این فرض بر خلاف اجماع مسلمین است؛ زیرا مسلمانان دو گروهند: یکی آنان که آیه را دلیل بر امامت علی‏علیه السلام نمی‏دانند، و دیگری آنان که آیه را دلیل بر ولایت و امامت او می‏دانند، و همگان در این معنا اتفاق نظر دارند که اگر آیه بر امامت حضرت‏علیه السلام دلالت داشته باشد امامت بلافصل مقصود است. [2] .

روشن است که این اجماع ناشی از مفاد و مدلول ظاهری آیه است.

[1] المغنی، قاضی عبدالجبار، ج 1، ص 136؛ تحفه اثنا عشریه، ص 198. [2] الشافی، ج 2، ص 234

تفسیر رشید رضا از آیه ولایت.

 

تفسیر رشید رضا از آیه ولایت و نقد آن
 

الف. معنای « ولایت » :
 

رشید رضا بر آن است که «ولایت » در آیه شریفه به معنای «ولایت در نصرت » است.تنها دلیلی که او ارائه می کند، دلیل سیاق است; وی می گوید: از آن جا که آیات پیشین درباره تمایل منافقان به یهود و نصاری برای یاری خواستن از آن هاست، مشخص می شود که مقصود از «ولایت » در این آیه نیز ولایت در نصرت است; یعنی ای مؤمنان; یاریگر شما فقط خدا و رسول خدا صلی الله علیه وآله و مؤمنان هستند. (1)
نقد و بررسی :
اولا، در جایی می توان به قرینه سیاق تمسک جست که آیات باهم نازل شده باشند، ولی آن جا که آیه ای جدا از آیات دیگر نازل شده باشد، هرچند در پی آن ها قرار گرفته باشد، نمی توان به سیاق استناد کرد; زیرا آیه ای که جدا از آیات پیشین نازل شده کلام مستقلی است و برای فهم آن، در نظر گرفتن ارتباطش با آیات قبل لازم نیست. (2)
در آیه مورد بحث نیز به یقین، نزول این آیه در زمانی غیر از نزول آیات پیشین است; زیرا برای آیات پیشین شان نزولی ذکر کرده اند و برای این آیه شان نزولی دیگر که این خود نشانگر تعدد نزول است.
ثانیا، قرینه سیاق وقتی مؤثر در معنای آیه است که قرینه ای و دلیلی بر خلافش نداشته باشیم و از آن جا که با بررسی خود آیه فهمیدیم «ولایت » نمی تواند به معنای ولایت در نصرت باشد، سیاق نمی تواند تاثیرگذار در معنا باشد.
جا داشت رشیدرضا به بیان مرحوم شیخ طوسی در تفسیر تبیان و تلخیص الشافی و نیز بیان مرحوم طبرسی و دیگر مفسران شیعه بپردازد، نه آن که استدلال شیعه را فقط مبتنی بر روایات بداند; آن گاه به دلیل سیاق، روایات را طرح کند.

ب. مقصود از « الذین آمنوا » :
 

رشیدرضا معتقد است که مراد از «الذین آمنوا» مؤمنان راستین می باشد.تنها وجهی که رشیدرضا در اشکال بر دیدگاه شیعه دارد، این است که تعبیر از مفرد به «الذین آمنوا» ، که جمع است، در کلام فصحای عرب به کارنمی رود، چه رسد به قرآن که کلام خداست.
نقد و بررسی :
درست است که ظاهر «الذین آمنوا» جمع است، ولی وقتی اثبات کردیم مقصود از «ولایت » ، ولایت در تصرف است و نیز این مطلب را ضمیمه کردیم که چنین ولایتی برای فرد دیگری جز امام علی علیه السلام ادعا نشده است، می فهمیم مراد از آن مفرد است.ولی آیا چنین کاربردی خلاف فصاحت است؟
اگر چنین کاربردی خلاف فصاحت بود، باید مفسر بلیغی همچون زمخشری بدان تمسک می کرد.زمخشری پس از اشاره به نزول آیه در شان امام علی علیه السلام می گوید: اگر بگویی: چگونه صحیح است آیه در شان علی علیه السلام باشد، در حالی که «الذین آمنوا» جمع است، می گویم: گرچه سبب نزول یک نفر است، ولی تعبیر جمع به کار رفته است تا دیگران در انجام عملی که در آیه ذکر شده، رغبت نمایند و در پی آن به ثواب نایل آیند.
همچنین جمع آوردن «الذین آمنوا» می تواند وجه دیگری نیز داشته باشد و آن این که مؤمنان باید تا این حد در انفاق بر نیازمندان حریص باشند و آن را به تاخیر نیندازند، گرچه در حال نماز باشند. (3)
مرحوم شرف الدین وجه دیگری را نیز اضافه نموده است و آن این که اگر لفظ مفرد به کار می رفت، دشمنان علی علیه السلام حساسیت نشان می دادند; زیرا هیچ امیدی بر این که اوصاف ذکر شده بر کس دیگری منطبق شود، نداشتند و این ناامیدی ممکن بود موجب اسائه ادب آن ها به پیامبراکرم صلی الله علیه وآله شود و آن حضرت صلی الله علیه وآله را به فامیل بازی متهم نمایند; (4) همان گونه که هنگام درخواست قلم و دوات برای کتابت وصیت، حضرت صلی الله علیه وآله را به هذیان گویی متهم ساختند! (5)
علاوه بر این، میان استعمال لفظ جمع در مفرد و انطباق عنوان جمع بر یک فرد تفاوت است.در آیه شریفه، «الذین آمنوا» با توجه به اوصافی که برای آن ذکر شده است، فقط بر علی بن ابی طالب علیه السلام منطبق می شود و یک مصداق بیش تر ندارد و این بدان معنا نیست که جمع در مفرد به کار رفته است. (6)
اطلاق جمع و اراده مفرد :
در برخی زبان ها، گاهی لفظ به صورت جمع به کار می رود، ولی مراد مفرد است; مثلا، در فارسی برای احترام، فعل جمع به کار می برند; مثلا می گویند: «آقای مدیر از مدرسه رفتند.» با این که مدیر یک نفر است، از فعل «رفتند» استفاده شده است.
در زبان عربی نیز گاه صیغه جمع به کار می رود، ولی مفرد مراد است.شاعر می گوید:
جاء الشتاء و قمیصی اخلاق شرآذم یضحک منها التواق در بیت مزبور، شاعر اخلاق (جمع خلق به معنای کهنه) گفته ولی مرادش مفرد است. (7)
حدادی پس از ذکر برخی آیات، که در آن ها صیغه جمع به کار رفته ولی مفرد مراد است، می نویسد: «در زبان عربی جایز است که واحد به لفظ جمع ذکر شود، همان گونه که ذکر جمع به لفظ واحد و تثنیه به لفظ جمع و نیز ذکر جمع به لفظ تثنیه جایز می باشد» . (8)
زرکشی در نوع چهل و دوم البرهان، که در شناخت انواع خطاب های قرآنی است و نیز در نوع چهل و ششم، که در شناخت قالب های بیانی قرآن است، برخی آیاتی را که در آن ها صیغه جمع به کار رفته ولی مفرد مراد می باشد، بررسی کرده است. (9)
در ذیل برخی آیات که در آن ها لفظ جمع آمده، ولی مفرد مراد است، بیان می گردد:
1. «فتری الذین فی قلوبهم مرض یسارعون فیهم یقولون نخشی ان تصیبنا دآئرة » (مائده: 2) ; کسانی را که در دلشان بیماری - شک و نفاق - است، می بینی که در [دوستی] آنان (یهود ونصارا) می شتابندومی گویند: می ترسیم که مارارویدادبدی رسد. (10)
در برخی تفاسیر آمده است که این آیه درباره عبدالله بن ابی بن سلول، سر کرده منافقان مدینه می باشد.پس از جنگ بدر، عبادة بن صامت خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله رسید و از دوستی و هم پیمانی با یهودیان تبری جست، ولی عبدالله بن ابی گفت: من از هم پیمانی با یهود برائت نمی جویم; زیرا ترس آن دارم که رویداد بدی بر ما رسد و همپیمانی با آن ها به کارمان آید.خداوند به دنبال این سخن عبدالله بن ابی آیه شریفه را نازل نمود.
درباره نزول آیه در ارتباط با سخن عبدالله بن ابی ر.ک: ابن کثیر، تفسیرالقرآن العظیم، ریاض، دارطیبة، 1418 ق/1997 م، ج 3، ص 1190، 1191/ابن ابی حاتم رازی، تفسیر القرآن العظیم، مکة المکرمه - الریاض، مکتبه نزار مصطفی الباز، 1417 ق/1997 م، ص 1157/واحدی نیشابوری، اسباب نزول القرآن، ص 201
2. «لقد سمع الله قول الذین قالوا ان الله فقیر و نحن اغنیاء» (آل عمران: 81) عکرمه، سدی و مقاتل گفته اند: گوینده این سخن فنخاص بن عازوراء می باشد و حسن بصری بر آن است که مراد حیی بن اخطب است (11) در هر حال، با آن که در قرآن صیغه جمع به کار رفته، مراد یک شخص بیش نیست.
3. «یسئلونک ماذا ینفقون » (بقره: 215) پرسش کننده یک نفر بیش تر نبوده، ولی در آیه شریفه صیغه جمع به کار رفته است. (19)
4. «یستفتونک قل الله یفتیکم فی الکلالة » (نساء: 176) برادر و خواهر میتی را که پدر و مادر و فرزند نداشته باشد، «کلاله » گویند. (12)
بسیاری از مفسران شان نزول آیه شریفه را سؤال جابر بن عبدالله انصاری دانسته اند.هنگام مرگ جابر، فقط خواهرانش زنده بودند، جابر در بستر بیماری از پیامبراکرم صلی الله علیه وآله از ارث خواهرانش سؤال کرد و به دنبال آن، آیه مزبور، که از آن به آیه «فرائض » تعبیر می شود، نازل گشت. (13)
گرچه سؤال کننده یک نفر است، در آیه صیغه جمع (یستفتونک) به کار رفته است.
علامه امینی بیست آیه را که در آن لفظ جمع به کار رفته ولی مفرد مراد است، برشمرده است. (14)

ج. معنای « رکوع » :
 

رشیدرضا می گوید: «رکوع » به معنای خضوع یا ضعف است; به این معنا که آنان در حال خضوع و نه از سر ریا یا ترس، زکات می دهند و یا در حالی که خود ضعیف و ناچیزند بر دیگران انفاق می نمایند.
رشیدرضا در تایید کلام خود، به لغت استناد می کند و از اساس البلاغة نقل می کند که عرب هر کس را که به خداوند ایمان داشت و بت ها را نمی پرستید، «راکع » می نامید.نیز آن ها می گویند: «رکع الی الله » ; یعنی فقط به او اعتماد کرد.رکوع مجازا در ضعف نیز به کار رفته است.عرب می گوید: «رکع الرجل » وقتی که به فقر دچار گشته، از نظر مالی ضعیف شود.
نقد و بررسی :
اولا، معنای اصلی و حقیقی «رکوع » انحنا است و کاربردش در ایمان به خدا و نفی عبادت بتان، یکی از کابردهای خاص آن است.زمخشری در اساس البلاغة - که رشیدرضا به کلام او استناد کرده است - چنین می گوید: شیخ راکع: منحن من الکبر و شیوخ رکع و منه رکوع الصلاة.سپس می نویسد: وکانت العرب تسمی من آمن بالله و لم یعبد الاوثان راکعا. (15)
از مقدم کردن معنای انحنا معلوم می شود که از نظر اساس اللغة، معنای اصلی رکوع انحنا است.لغویان دیگر به این که معنای اصلی و حقیقی رکوع انحنا است، تصریح نموده اند. (16)
بر این اساس، رکوع در آیه را به رکوع در نماز معنا می کنیم.
ثانیا، کلمه رکوع (به صورت فعلی و اسمی) در آیات دیگری از قرآن نیز به کار رفته است که در بیش تر آن موارد، مراد رکنی از ارکان نماز است و مفسران در جایی که قرینه ای برخلاف نبوده است رکوع را به معنای انحنا در نماز دانسته اند.بله، در برخی آیات، به معنای خشوع و خضوع گرفته شده است، ولی برای آن قرینه ای ارائه داده اند. (17)
درباره آیه مورد بحث نیز می گوییم: بر پایه کاربردهای قرآنی این کلمه، باید رکوع را به معنای رکن نماز معنا کنیم و هیچ قرینه ای بر حمل آن به معنای خضوع نداریم. بلکه قرینه بر حمل به معنای اصلی وجود دارد; زیرا از طرق متعدد نقل شده است که آیه شریفه در شان امیرالمؤمنین علیه السلام و پس از اعطای انگشتری از سوی آن حضرت علیه السلام به فقیر در حال نماز، نازل گشته است.

 

1- برای بحث بیش تر و این که آیا اگر ولایت را به معنای احقیت درتصرف بگیریم ازحیث سیاق با آیات پیشین ناهماهنگ است یا سازگار، ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبائی، تفسیرالمیزان، قم، انتشارات اسماعیلیان، ج 6، ص 6
2- زمخشری، کشاف، ج 1، ص 649
3- ر.ک: سیدعبدالحسین شرف الدین، المراجعات، الطبعه الثانیه، قم، اسوه، 1416 ق، ص 236
4- ر.ک: ابن جریر الطبری، تاریخ الطبری، بیروت، مؤسسه الاعلمی، ج 2، ص 436
5- ر.ک: تفسیر المیزان، ج 6، ص 9/محمدتقی مصباح یزدی و دیگران، الامامة والولایة فی القرآن الکریم، ص 72: "یجب ان نمیز بین استعمال لفظ الجمع فی المفرد و بین انطباق العنوان الجمعی علی الواحد الذی تحقق من افراد العنوان الجمعی مع امکان انطباق هذا العنوان علی افراد آخرین یفرض تحققهم."
6- ر.ک: ابوالنصر احمد بن محمد السمرقندی المعروف بالحدادی، المدخل لعلم تفسیر کتاب الله تعالی، دمشق، دارالقلم/بیروت، دارالعلوم، 1408 ق/1998 م، ص 285، 286
7- همان، ص 283
8- ر.ک: بدرالدین الزرکشی، البرهان فی علوم القرآن، الطبعة الثانیة، دارالمعرفة، بیروت، 1415 ق/1994 م، ج 2، ص 361 به بعد (خطاب الواحد بلفظ الجمع) ; همان، ج 3، ص 94، 95 (اطلاق الجمع واراده الواحد)
9- ترجمه از سیدجلال الدین مجتبوی
10- ر.ک: قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج 2، الجزءالرابع، ص 275/علی بن محمد بن ابراهیم البغدادی، لباب التاویل فی معانی التنزیل، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1415 ق/1995 م، ج 1، ص 326/واحدی، اسباب نزول القرآن، ص 137 و 138/ابن کثیر، تاریخ مدینة دمشق، ج 1، ص 434
11- الجامع لاحکام القرآن، ج 2، ص 35: نزلت الآیه فی عمروبن الجموح و کان شیخا کبیرا فقال.یا رسول الله، ان مالی کثیر، فبماذا اتصدق وعلی من انفق؟ فنزلت (یسالونک...) /علی بن محمد بن ابراهیم البغدادی الشهیر بالخازن، تفسیر الخازن/ (لباب التاویل فی معانی التنزیل)، ج 1، ص 144
12- طبرسی پس از بیان اختلاف در معنای «کلاله » می گوید: «والمروی عن ائمتنا ان الکلاله الاخوة والاخوات. (مجمع البیان، ج 3، ص 26)
13- ر.ک: الجامع لاحکام القرآن، ج 3، ص 388/ابن کثیر، تفسیر القرآن الکریم، ج 2، ص 482 (ابن کثیر شان نزول آیه را از مسند احمدبن حنبل، ج 3، ص 298 و صحیح بخاری، دیث شماره 6743 و صحیح مسلم، حدیث شماره 1616 نقل کرده است) /علی بن محمد الخازن، تفسیر الخازن/ (لباب التاویل فی معانی التنزیل)، ج 1، ص 454
14- ر.ک: علامه امینی، الغدیر، ج 3، ص 163 به بعد
15- الزمخشری، اساس البلاغة، تحقیق عبدالرحیم محمود، ص 177
16
- العین: "کل شی ء ینکب لوجهه فتمس رکبته الارض اولا تمسها بعد ان یطاطی ء راسه فهو راکع" معجم مقاییس اللغة: "الراء والکاف و العین اصل واحد یدل علی انحناء فی الانسان و غیره.یقال: رکع الرجل اذا انحنی، و کل منحن راکع" مصباح اللغة، "رکع رکوعا: انحنی، رکع: قام الی الصلاة"
17- در 9 آیه از قرآن کریم، «رکوع » (به صورت اسمی و فعلی) به کار رفته است.در 6 آیه «رکوع » به معنای خم شدن در نماز است.مفسران در مواردی که قرینه ای برای حمل رکوع به غیر رکن نماز وجود نداشته است، «رکوع » را به معنای رکن نماز گرفته اند.در آیات 48 سوره مرسلات (77)، 43 آل عمران (3)، و 43 بقره (2)، که درباره غیرامت پیامبراکرم صلی الله علیه وآله تعبیر رکوع به کاررفته، به قرینه عدم وجود رکوع در نماز آن ها، رکوع را به معنای خضوع حمل کرده اند.البته در برخی از این آیات نیز معنای غیر رکن فقط به صورت احتمال ذکر شده است، گو این که در همین موارد هم سعی دارند کاربرد رکوع در معنای خم شدن را به گونه ای تصحیح نمایند. (ر.ک: الکشاف، ج 4، ص 682/ابوحیان الاندلسی، بحرالمحیط، ج 1، ص 336; ج 8، ص 399.)

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :