تبلیغات
110 - آیه ولایت 1

110

شنبه 16 بهمن 1389

آیه ولایت 1

نویسنده: علی طولابی   

آیه ولایت

 

یکی از آیات قرآن که دلالت قوی بر امامت و خلافت امام امیرالمؤمنین‏علیه السلام دارد آیه «ولایت» است. خداوند متعال می‏فرماید:

 (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ)؛       

 «همانا سرپرست و ولیّ شما تنها خداست و پیامبر او و آن‏ها که ایمان آورده‏اند، همان‏ها که نماز را بر پا می‏دارند و در حال رکوع زکات می‏دهند.»

استدلال به آیه بر ولایت امام علی

علمای امامیه به این آیه با نظر به روایاتی که در ذیل آن وارد شده، بر ولایت و امامت علی‏علیه السلام استدلال کرده‏اند که از آن جمله می‏توان به این افراد اشاره کرد:

شریف مرتضی‏

او می‏گوید: «دلیل بر امامت حضرت، قول خداوند تعالی (إِنَّما وَلِیُّکُمُ) است؛ زیرا ثابت شده که لفظ (وَلِیُّکُمُ) در آیه افاده اولی به تدبیر امور و وجوب اطاعت دارد. و نیز ثابت شده که مصداق (وَالَّذِینَ آمَنُوا) امیر المؤمنین‏علیه السلام است. و این به طور وضوح، نصّی بر امامت است.» [1] .

  [1] الذخیرة فی علم الکلام، ص 438.

 شیخ طوسی

او می‏نویسد: «و امّا قوی‏ترین نصّ بر امامت حضرت علی‏علیه السلام از قرآن آیه (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ) است....» [1] .

[1] تلخیص الشافی، ج 2، ص 10.

خواجه نصیرالدین طوسی

او می‏گوید: «... و به جهت قول خداوند تعالی: (إِنَّما وَلِیُّکُمُ...) و همانا اوصاف در آیه بر امام علی‏علیه السلام جمع شده است.» [1] .

[1] تجرید الاعتقاد، امامت خاصه.

 

علامه حلی‏

او در شرح کلام خواجه می‏نویسد: «و این دلیل دیگری بر امامت حضرت علی‏علیه السلام است. و استدلال به آیه بر ولایت و امامت حضرت متوقّف بر مقدماتی است....» [1] .

همو در جایی دیگر به این آیه استدلال کرده، می‏گوید: «بر این که آیه در شأن حضرت علی‏علیه السلام نازل شده است، همه اجماع و اتفاق نظر دارند، و این مطلب در جمع بین صحاح ستّه ذکر شده که هنگام صدقه دادن به انگشتری خود بر مسکین در حال نماز و در حضور صحابه، این آیه نازل شد.» [2] .

در نگاه مفسّران شیعی نیز این آیه بدون الغای خصوصیّت از مورد نزولش، بر امامت امام علی‏علیه السلام و با تنقیح مناط بر دیگر امامان‏علیهم السلام دلالت دارد.

[1] کشف المراد، ص 225.

[2] نهج الحق و کشف الصدق، مبحث امامت خاصه.

 

اجماع مفسران بر نزول آیه در شأن امام علی

برخی از متکلمین اهل سنّت ادعای اجماع کرده‏اند بر این‏که آیه «ولایت» در شأن امام علی‏علیه السلام نازل شده است:

 

قوشچی حنفی

او می‏گوید: «به اتفاق نظر مفسّران، آیه در حقّ علی بن ابی طالب‏علیه السلام نازل شد، هنگامی که انگشتر خود را در حال رکوع به مسکین داد.» [1] .

[1] شرح تجرید، قوشچی، ص 368.

قاضی عضدالدین ایجی

او نیز می‏گوید: «امامان تفسیر اجماع کرده‏اند که مراد از آیه، علی‏علیه السلام است.» [1] .

[1] شرح الواقف فی علم الکلام، ج 8، ص 360.

 میر سید شریف جرجانی

او نیز می‏نویسد: «امامان تفسیر اجماع کرده‏اند بر این‏که مراد از (الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ) علی است، در حال رکوع نمازش، سائلی از او درخواستی نمود، حضرت انگشترش را به او داد. و در آن هنگام آیه نازل شد.» [1] .

[1] شرح مواقف، ج 8، ص 360.

 سعدالدین تفتازانی

او می‏گوید: «به اتفاق مفسّران، این آیه درباره علی بن ابی طالب‏علیه السلام نازل شد، هنگامی که انگشترش را در حال رکوع نماز به سائل داد.» [1] .

[1] شرح مقاصد، ج 5، ص 270.

 

ابوذر و شأن نزول آیه

از ابوذر غفاری نقل شده که گفت: ای مردم! روزی از روزها با رسول خداصلی الله علیه وآله در مسجد نماز می‏خواندم، سائلی وارد مسجد شد و از مردم تقاضای کمک کرد، ولی کسی چیزی به او نداد، دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! تو شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضای کمک کردم، ولی کسی جواب مساعد به من نداد. در همین حال حضرت علی‏علیه السلام که در حال رکوع بود با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد. سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد. پیامبرصلی الله علیه وآله که در حال نماز بود این ماجرا را مشاهده کرد. هنگامی که از نماز فارغ شد، سر به سوی آسمان بلند کرد و چنین گفت: خداوندا! برادرم موسی از تو تقاضا کرد که روح او را وسیع گردانی و کارها را بر او آسان سازی و گره از زبان او بگشایی تا مردم گفتارش را درک کنند. و نیز موسی درخواست کرد هارون را که برادرش بود وزیر و یاورش قرار دهی و به وسیله او نیرویش را زیاد کنی و در کارهایش شریک سازی. خداوندا! من محمّد، پیامبر و برگزیده توأم، سینه مرا گشاد کن و کارها را بر من آسان گردان، از خاندانم علی را وزیر من قرار بده تا به وسیله او پشتیبانی قوی داشته باشم.

ابوذر می‏گوید: هنوز دعای پیامبرصلی الله علیه وآله پایان نیافته بود که جبرئیل نازل شده و به پیامبرصلی الله علیه وآله عرض کرد: بخوان! پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: چه بخوانم؟ گفت: بخوان: (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا...). [1] .

این مضمون از ابن عباس، عمار یاسر، عبداللَّه بن سلام، سلمة بن کهیل، علی بن ابی طالب‏علیه السلام و عده دیگری از صحابه نقل شده است.

[1] احقاق‏الحق، ج 2، ص 410 - 399؛ المراجعات، ص 155؛ ذخائر العقبی، ص 88؛ فتح القدیر، ج2، ص 50؛ جامع الاصول، ص 478؛ اسباب النزول، واحدی،ص 148؛ در المنثور، ج 2، ص 393؛ کنزالعمال، ج 6، ص 391.

 

شأن نزول آیه از دیدگاه اهل بیت‏

اکنون برای تبرّک، تنها به دو روایت از اهل بیت‏علیهم السلام که در بیان مصداق خارجی آیه «ولایت» است اکتفا می‏کنیم:

1 - از امام باقرعلیه السلام نقل شده که پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله فرمود: «وقد أنزل اللَّه تبارک وتعالی بذلک آیة من کتابه(إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ)وعلیّ بن أبی طالب‏علیه السلام أقام الصلاة وآتی الزکاة وهو راکع یرید اللَّه - عزّ وجلّ - فی کلّ حال»؛ [1]  «و خدای تبارک و تعالی در این باره آیه‏ای از کتابش را نازل کرد: (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ...) و علی بن ابی طالب‏علیه السلام نماز را اقامه کرد و در حال رکوع، زکات داد، او خدای - عزّ وجلّ - را در همه حال می‏خواهد.»

2 - از امام باقرعلیه السلام نقل شده که فرمود: «أمر اللَّه - عزّ وجلّ - رسوله بولایة علیّ بن أبی طالب وأنزل علیه (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ)»؛ [2]  «خدای - عزّ وجلّ - رسولش را به ولایت علی بن ابی طالب‏علیه السلام امر کرد و بر او آیه (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ...) را نازل کرد.»

[1] نور الثقلین، ج 1، ص 644.

[2] اصول کافی، ج 1، ص 289.

 

بررسی شبهات ایه ولایت

اهل سنّت از آنجا که دلالت آیه را بر امامت و ولایت امیرالمؤمنین‏علیه السلام قوی دیده‏اند، درصدد مقابله با آن برآمده و از راه‏های مختلف درصدد ایجاد تشکیک در دلالت آن برآمده‏اند. اینک به یکایک آن‏ها پرداخته و از آن‏ها پاسخ خواهیم داد

تعبیر به جمع

برخی سؤال می‏کنند که اگر مراد از (... الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ...)علی بن ابی طالب‏علیه السلام است چرا به صیغه جمع آمده است؟ [1] .

پاسخ: اوّلاً: عرب، در بسیاری از موارد به جهت نکته‏ای از مفرد به جمع تعبیر می‏کند، شاهد این موضوع آیاتی است که در قرآن کریم آمده است. اینک نمونه‏هایی از آن را ذکر می‏کنیم:

الف) خداوند متعال می‏فرماید: (الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَقالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ)؛ [2]  «این‏ها کسانی بودند که مردم به آنان گفتند: همانا مردم [لشکر دشمن] برای شما اجتماع کرده‏اند، از آن‏ها بترسید، امّا این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را کافی است و او بهترین حامی ما است.»

گوینده این سخن به اجماع مفسّران، شخصی به نام نعیم بن مسعود اشجعی بوده که از او به جمع تعبیر شده است. تا آن‏که شأن و منزلت کسانی که به حرف او گوش ندادند بالا برده شود. ابوسفیان به او ده شتر داده بود تا از جانب مشرکان به میان مسلمانان برود و آن‏ها را از کفار بترساند، ولی هرگز مسلمانان به رهبری پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله از این تهدید نهراسیدند، و حضرت‏صلی الله علیه وآله با هفتاد سواره به جهت مقابله با آنان از مدینه حرکت کردند. [3] .

ب) و نیز می‏فرماید: (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ)؛ [4]  «ای کسانی که ایمان آورده‏اید نعمتی را که خدا به شما بخشید به یاد آورید، آن زمان که جمعی قصد داشتند دست به سوی شما دراز کنند، امّا خدا دست آن‏ها را از شما بازداشت.»

مطابق آنچه که در تفاسیر آمده، کسی که قصد دست درازی داشت مردی از بنی محارب به نام غوث بود، شمشیر خود را کشید و قصد داشت با آن به رسول خداصلی الله علیه وآله بزند که خداوند مانع از آن شد. [5] .

در این مورد نیز خداوند متعال به جهت تعظیم نعمت خود در حفظ جان پیامبرصلی الله علیه وآله از مفرد به جمع تعبیر کرده است.

ج) در آیه مباهله از حضرت زهراعلیها السلام به «نساء» و از حضرت علی‏علیه السلام به «انفس» به جهت تعظیم امر آن دو تعبیر کرده است. آنجا که می‏فرماید: (فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَکُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ)؛ [6]  «هر گاه بعد از علم و دانشی که [درباره مسیح] به تو رسیده [باز] کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند به آن‏ها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»

د) و نیز می‏فرماید: (وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ)؛ [7]  «از آن‏ها کسانی هستند که پیامبر را آزار می‏دهند و می‏گویند او گوش (آدم خوش باوری) است. بگو: گوش خوبی برای شما است (خوش باور بودن او به نفع شماست).»

مطابق رأی برخی از مفسّران، این آیه درباره یکی از منافقین نازل شده است. [8] .

ثانیاً: طبرسی می‏گوید: «نکته در اطلاق جمع، تعظیم امیرالمؤمنین است، همان‏گونه که رسول خداصلی الله علیه وآله در روز خندق فرمود: تمام ایمان در مقابل تمام شرک قرار گرفت. [9] .

ثالثاً: شرف الدین عاملی‏رحمه الله می‏نویسد: «نزد من در مورد تعبیر به جمع نکته‏ای لطیف‏تر و دقیق‏تر است، و آن این‏که: خداوند تعبیر به جمع آورد نه مفرد به جهت ملاحظه حال بسیاری از مردم؛ زیرا دشمنان علی‏علیه السلام و بنی هاشم از منافقین و اهل حسد هرگز طاقت ندارند که فضیلت حضرت را به صورت مفرد بشنوند؛ زیرا در این صورت در آن طمع کرده و دست به اقدمی خواهند زد که عواقب خطرناکی بر اسلام خواهد داشت. آری بعد از آن، نصوص یکی پس از دیگری و به عبارات مختلف و در مقامات گوناگون از جانب رسول خداصلی الله علیه وآله رسید و با آن‏ها امر ولایت امیر المؤمنین‏علیه السلام را تدریجاً گسترش داد، تا آن‏که دین را کامل کرده و نعمت را بر مردم تمام نمود، و این برنامه مطابق با عادت حکما در تبلیغ مردم به چیزی است که برای آن‏ها مشقّت دارد. و خداوند این طریق را در تمام آیاتی که در شأن امیرالمؤمنین و اهل بیت طاهرین‏علیهم السلام است پیاده کرده است.» [10] .

 

[1] تفسیر فخر رازی، ج 12، ص 28؛ روح المعانی، ج 4، ص 247.            [2] سوره آل عمران، آیه 173.                

 [3] کشاف، ج 1، ص 441؛ تفسیر فخر رازی، ج 3، ص 145.                   [4] سوره مائده، آیه 11.

 [5] سیره ابن هشام، ج 3، ص 120؛ کشاف، ج 1، ص 641؛ جامع البیان، ج 6، ص 146

. [6] سوره آل عمران، آیه 61.                   [7] سوره توبه، آیه 61.           [8] تفسیر طبری، ج 8، ص 198.

[9] مجمع البیان، ذیل آیه ولایت                  [10] المراجعات، ص 263 

استعمال مجازی

فخر رازی می‏گوید: «هر چند حمل لفظ جمع بر واحد، برای تعظیم روا است لکن مجاز است و نیاز به دلیل دارد.» [1] .

آلوسی نیز می‏گوید: «لفظ جمع برای عموم است... و فریقین بر این که باید عموم لفظ را پیروی کرد نه خصوص سبب را، اتفاق نظر دارند. و حمل عام بر خاص خلاف اصل است و در غیر ضرورت به کار نمی‏رود....» [2] .

پاسخ: اوّلاً: در جایی که جمع در معنای مفرد به کار می‏رود، این استعمال مجازی است، چون استعمال لفظ جمع در مفهوم واحد است، ولی در موردی که لفظ جمع در معنای خودش به کار می‏رود لکن فقط بر یک مصداق تطبیق می‏شود، این استعمال مجازی نخواهد بود. به عبارت دیگر: میان مصداق خارجی مفهوم لفظ با معنای آن تفاوت است و حقیقت و مجاز در محور استعمال لفظ در مفهوم و معناست نه در تطبیق با مصداق خارج. و مورد بحث ما از نوع دوم است. و قرآن کریم در موارد متعدّدی - برای تشویق یا تنبیه - آن را به کار برده است.

ثانیاً: چشم پوشی از خصوص سبب و پیروی از عموم لفظ که آلوسی مطرح کرده، منجر به این می‏شود که هیچ شأن نزولی را برای آیات نشناسیم، و این با مبنای اهل سنّت سازگاری ندارد.

ثالثاً: استعمال مجازی درصورت وجود قرینه؛ مثل‏حصر و عطف اشکالی‏ندارد.

[1] تفسیر فخر رازی، ج 12، ص 28.                  [2] روح المعانی، ج 4، ص 247.

 اراده محبت و نصرت

برخی می‏گویند: به قرینه سیاق، مقصود از «ولیّ» در آیه «ولایت» نصرت و محبّت است؛ زیرا آیه در سیاق آیات نهی از دوست و یاور گرفتن از کفار است. [1] .

پاسخ: اوّلاً: آیه «ولایت» به جهت سیاق آیه قبلش که درباره امیرالمؤمنین‏علیه السلام است، از آیاتی که نهی از نصرت و محبّت کفار کرده، جدا گشته است. و لذا سیاق قبلی نمی‏تواند در آیه ولایت تأثیر گذاشته و به آن ظهور دهد.

خداوند در آیه 54 از سوره مائده که متّصل به آیه «ولایت» است می‏فرماید: (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَاللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ)؛ «ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هر کس از شما از آیین خود باز گردد [به خدا زیانی نمی‏رساند] خداوند جمعیتی را می‏آورد که آن‏ها را دوست دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند، آن‏ها در راه خدا جهاد می‏کنند و از سرزنش هیچ ملامت‏گری هراس ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد [و شایسته ببیند] می‏دهد و [فضل] خدا وسیع و خداوند داناست.»

مطابق روایاتی که از امام باقر و امام صادق‏علیهما السلام رسیده و برخی از مفسّران اهل سنّت ذکر کرده‏اند، این آیه مختص به امیرالمؤمنین‏علیه السلام و اصحاب او است. و در حقیقت این آیه اشاره‏ای به مسأله ولایت حضرت امیرعلیه السلام داشته و به جهت زمینه‏سازی برای آیه «ولایت» آمده است. و هرگز در سیاق آیات قبل که مربوط به نصرت و محبّت کفار است نمی‏باشد.

مؤیّد این مطلب که آیه مربوط به امیرالمؤمنین‏علیه السلام است این‏که رسول خداصلی الله علیه وآله درباره ایشان در جنگ خیبر فرمود: «هر آینه مردی را می‏فرستم که هرگز خداوند او را خوار نمی‏کند، او خدا و رسول را دوست دارد، و خدا و رسول نیز او را دوست می‏دارند.» همه منتظر بودند که این شخص کیست؟ تا این‏که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «علی کجاست؟» حضرت علی‏علیه السلام که چشمانش به حدّی درد می‏کرد که درست جایی را نمی‏دید، آمد، حضرت آب دهان خود را بر چشم او مالید، آن‏گاه عَلَم را سه بار تکان داد و سپس در دستان حضرت علی‏علیه السلام قرار داد. [2] .

ثانیاً: رسول خداصلی الله علیه وآله امامان از عترت خود را همتا و عدل قرآن قرار داده است به حدّی که به توسط آن‏ها است که حقّ از باطل شناخته خواهد شد. و به طور متواتر شنیده شده که آن حضرات به آیه «ولایت» بر امامت حضرت علی‏علیه السلام احتجاج کرده‏اند و لفظ «ولیّ» در آیه را به سرپرستی و اولی به تصرف و امامت معنا نموده‏اند. در نتیجه با وجود این نصوصات از معصومین‏علیهم السلام، هرگز اعتمادی به سیاق نیست.

ثالثاً: قرآنِ موجود، به اتفاق مفسّران بر ترتیب نزول آیات، جمع آوری نشده است، بلکه بر اساس مصالحی که بوده این‏گونه ترتیب یافته است.

شاهد این مدعا این‏که: در آیات قبل و بعد از آیات «ولایت» کلمه «اولیا» به صورت جمع آمده ولی در آیه «ولایت» لفظ «ولیّ» به صورت مفرد به کار رفته است. و این قرینه‏ای است بر این‏که این آیات با هم نازل نشده است.

به عبارت دیکر: یکپارچگی این آیات معلوم نیست، و صِرفِ بودن آیات در کنار هم دلیل بر نزول دفعی آن‏ها نیست؛ چون قرآن کریم به تدریج و در مدت 23 سال بر پیامبرصلی الله علیه وآله نازل شده است، پس وحدت سیاق در این آیات احراز نشده است، بلکه بر یکپارچه نبودن این آیات دلیل وجود دارد؛ زیرا روایات فراوانی از طریق اهل سنّت و شیعه ذکر شده که شأن نزول این آیه داستان انفاق حضرت علی‏علیه السلام است. این شأن نزول نشان می‏دهد که آیه «ولایت» با آیات قبل و بعد از خودش ارتباطی ندارد.

رابعاً: شواهد و قراینی که ذکر شد، نصّ بر سرپرستی حضرت علی‏علیه السلام است، و هنگام تعارض بین نصّ و ظاهری که بر فرض از سیاق به دست می‏آید، نصّ به جهت افاده یقین مقدم است.

[1] روح المعانی، ج 4، ص 246؛ تفسیر رازی، ج 12، ص 29.

[2] مستدرک حاکم، ج 3، ص 132؛ مسند احمد، ج 5، ص 25، ح 3062؛ خصائص نسائی، ص 61.

ادامه در آیه ولایت 2......

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :