تبلیغات آیه ولایت
یکی از آیات قرآن که دلالت قوی بر امامت و خلافت امام امیرالمؤمنینعلیه السلام دارد آیه «ولایت» است. خداوند متعال میفرماید:
(إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ)؛
«همانا سرپرست و ولیّ شما تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آوردهاند، همانها که نماز را بر پا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند.»
استدلال به آیه بر ولایت امام علی
علمای امامیه به این آیه با نظر به روایاتی که در ذیل آن وارد شده، بر ولایت و امامت علیعلیه السلام استدلال کردهاند که از آن جمله میتوان به این افراد اشاره کرد:
شریف مرتضی
او میگوید: «دلیل بر امامت حضرت، قول خداوند تعالی (إِنَّما وَلِیُّکُمُ) است؛ زیرا ثابت شده که لفظ (وَلِیُّکُمُ) در آیه افاده اولی به تدبیر امور و وجوب اطاعت دارد. و نیز ثابت شده که مصداق (وَالَّذِینَ آمَنُوا) امیر المؤمنینعلیه السلام است. و این به طور وضوح، نصّی بر امامت است.» [1] .
[1] الذخیرة فی علم الکلام، ص 438.
شیخ طوسی
او مینویسد: «و امّا قویترین نصّ بر امامت حضرت علیعلیه السلام از قرآن آیه (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ) است....» [1] .
[1] تلخیص الشافی، ج 2، ص 10.
خواجه نصیرالدین طوسی
او میگوید: «... و به جهت قول خداوند تعالی: (إِنَّما وَلِیُّکُمُ...) و همانا اوصاف در آیه بر امام علیعلیه السلام جمع شده است.» [1] .
[1] تجرید الاعتقاد، امامت خاصه.
علامه حلی
او در شرح کلام خواجه مینویسد: «و این دلیل دیگری بر امامت حضرت علیعلیه السلام است. و استدلال به آیه بر ولایت و امامت حضرت متوقّف بر مقدماتی است....» [1] .
همو در جایی دیگر به این آیه استدلال کرده، میگوید: «بر این که آیه در شأن حضرت علیعلیه السلام نازل شده است، همه اجماع و اتفاق نظر دارند، و این مطلب در جمع بین صحاح ستّه ذکر شده که هنگام صدقه دادن به انگشتری خود بر مسکین در حال نماز و در حضور صحابه، این آیه نازل شد.» [2] .
در نگاه مفسّران شیعی نیز این آیه بدون الغای خصوصیّت از مورد نزولش، بر امامت امام علیعلیه السلام و با تنقیح مناط بر دیگر امامانعلیهم السلام دلالت دارد.
[1] کشف المراد، ص 225.
[2] نهج الحق و کشف الصدق، مبحث امامت خاصه.
اجماع مفسران بر نزول آیه در شأن امام علی
برخی از متکلمین اهل سنّت ادعای اجماع کردهاند بر اینکه آیه «ولایت» در شأن امام علیعلیه السلام نازل شده است:
قوشچی حنفی
او میگوید: «به اتفاق نظر مفسّران، آیه در حقّ علی بن ابی طالبعلیه السلام نازل شد، هنگامی که انگشتر خود را در حال رکوع به مسکین داد.» [1] .
[1] شرح تجرید، قوشچی، ص 368.
قاضی عضدالدین ایجی
او نیز میگوید: «امامان تفسیر اجماع کردهاند که مراد از آیه، علیعلیه السلام است.» [1] .
[1] شرح الواقف فی علم الکلام، ج 8، ص 360.
میر سید شریف جرجانی
او نیز مینویسد: «امامان تفسیر اجماع کردهاند بر اینکه مراد از (الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ) علی است، در حال رکوع نمازش، سائلی از او درخواستی نمود، حضرت انگشترش را به او داد. و در آن هنگام آیه نازل شد.» [1] .
[1] شرح مواقف، ج 8، ص 360.
سعدالدین تفتازانی
او میگوید: «به اتفاق مفسّران، این آیه درباره علی بن ابی طالبعلیه السلام نازل شد، هنگامی که انگشترش را در حال رکوع نماز به سائل داد.» [1] .
[1] شرح مقاصد، ج 5، ص 270.
ابوذر و شأن نزول آیه
از ابوذر غفاری نقل شده که گفت: ای مردم! روزی از روزها با رسول خداصلی الله علیه وآله در مسجد نماز میخواندم، سائلی وارد مسجد شد و از مردم تقاضای کمک کرد، ولی کسی چیزی به او نداد، دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! تو شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضای کمک کردم، ولی کسی جواب مساعد به من نداد. در همین حال حضرت علیعلیه السلام که در حال رکوع بود با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد. سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد. پیامبرصلی الله علیه وآله که در حال نماز بود این ماجرا را مشاهده کرد. هنگامی که از نماز فارغ شد، سر به سوی آسمان بلند کرد و چنین گفت: خداوندا! برادرم موسی از تو تقاضا کرد که روح او را وسیع گردانی و کارها را بر او آسان سازی و گره از زبان او بگشایی تا مردم گفتارش را درک کنند. و نیز موسی درخواست کرد هارون را که برادرش بود وزیر و یاورش قرار دهی و به وسیله او نیرویش را زیاد کنی و در کارهایش شریک سازی. خداوندا! من محمّد، پیامبر و برگزیده توأم، سینه مرا گشاد کن و کارها را بر من آسان گردان، از خاندانم علی را وزیر من قرار بده تا به وسیله او پشتیبانی قوی داشته باشم.
ابوذر میگوید: هنوز دعای پیامبرصلی الله علیه وآله پایان نیافته بود که جبرئیل نازل شده و به پیامبرصلی الله علیه وآله عرض کرد: بخوان! پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: چه بخوانم؟ گفت: بخوان: (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا...). [1] .
این مضمون از ابن عباس، عمار یاسر، عبداللَّه بن سلام، سلمة بن کهیل، علی بن ابی طالبعلیه السلام و عده دیگری از صحابه نقل شده است.
[1] احقاقالحق، ج 2، ص 410 - 399؛ المراجعات، ص 155؛ ذخائر العقبی، ص 88؛ فتح القدیر، ج2، ص 50؛ جامع الاصول، ص 478؛ اسباب النزول، واحدی،ص 148؛ در المنثور، ج 2، ص 393؛ کنزالعمال، ج 6، ص 391.
شأن نزول آیه از دیدگاه اهل بیت
اکنون برای تبرّک، تنها به دو روایت از اهل بیتعلیهم السلام که در بیان مصداق خارجی آیه «ولایت» است اکتفا میکنیم:
1 - از امام باقرعلیه السلام نقل شده که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: «وقد أنزل اللَّه تبارک وتعالی بذلک آیة من کتابه(إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ)وعلیّ بن أبی طالبعلیه السلام أقام الصلاة وآتی الزکاة وهو راکع یرید اللَّه - عزّ وجلّ - فی کلّ حال»؛ [1] «و خدای تبارک و تعالی در این باره آیهای از کتابش را نازل کرد: (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ...) و علی بن ابی طالبعلیه السلام نماز را اقامه کرد و در حال رکوع، زکات داد، او خدای - عزّ وجلّ - را در همه حال میخواهد.»
2 - از امام باقرعلیه السلام نقل شده که فرمود: «أمر اللَّه - عزّ وجلّ - رسوله بولایة علیّ بن أبی طالب وأنزل علیه (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ)»؛ [2] «خدای - عزّ وجلّ - رسولش را به ولایت علی بن ابی طالبعلیه السلام امر کرد و بر او آیه (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ...) را نازل کرد.»
[1] نور الثقلین، ج 1، ص 644.
[2] اصول کافی، ج 1، ص 289.
بررسی شبهات ایه ولایت
اهل سنّت از آنجا که دلالت آیه را بر امامت و ولایت امیرالمؤمنینعلیه السلام قوی دیدهاند، درصدد مقابله با آن برآمده و از راههای مختلف درصدد ایجاد تشکیک در دلالت آن برآمدهاند. اینک به یکایک آنها پرداخته و از آنها پاسخ خواهیم داد
تعبیر به جمع
برخی سؤال میکنند که اگر مراد از (... الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ...)علی بن ابی طالبعلیه السلام است چرا به صیغه جمع آمده است؟ [1] .
پاسخ: اوّلاً: عرب، در بسیاری از موارد به جهت نکتهای از مفرد به جمع تعبیر میکند، شاهد این موضوع آیاتی است که در قرآن کریم آمده است. اینک نمونههایی از آن را ذکر میکنیم:
الف) خداوند متعال میفرماید: (الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَقالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ)؛ [2] «اینها کسانی بودند که مردم به آنان گفتند: همانا مردم [لشکر دشمن] برای شما اجتماع کردهاند، از آنها بترسید، امّا این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را کافی است و او بهترین حامی ما است.»
گوینده این سخن به اجماع مفسّران، شخصی به نام نعیم بن مسعود اشجعی بوده که از او به جمع تعبیر شده است. تا آنکه شأن و منزلت کسانی که به حرف او گوش ندادند بالا برده شود. ابوسفیان به او ده شتر داده بود تا از جانب مشرکان به میان مسلمانان برود و آنها را از کفار بترساند، ولی هرگز مسلمانان به رهبری پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله از این تهدید نهراسیدند، و حضرتصلی الله علیه وآله با هفتاد سواره به جهت مقابله با آنان از مدینه حرکت کردند. [3] .
ب) و نیز میفرماید: (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ)؛ [4] «ای کسانی که ایمان آوردهاید نعمتی را که خدا به شما بخشید به یاد آورید، آن زمان که جمعی قصد داشتند دست به سوی شما دراز کنند، امّا خدا دست آنها را از شما بازداشت.»
مطابق آنچه که در تفاسیر آمده، کسی که قصد دست درازی داشت مردی از بنی محارب به نام غوث بود، شمشیر خود را کشید و قصد داشت با آن به رسول خداصلی الله علیه وآله بزند که خداوند مانع از آن شد. [5] .
در این مورد نیز خداوند متعال به جهت تعظیم نعمت خود در حفظ جان پیامبرصلی الله علیه وآله از مفرد به جمع تعبیر کرده است.
ج) در آیه مباهله از حضرت زهراعلیها السلام به «نساء» و از حضرت علیعلیه السلام به «انفس» به جهت تعظیم امر آن دو تعبیر کرده است. آنجا که میفرماید: (فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَکُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ)؛ [6] «هر گاه بعد از علم و دانشی که [درباره مسیح] به تو رسیده [باز] کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»
د) و نیز میفرماید: (وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ)؛ [7] «از آنها کسانی هستند که پیامبر را آزار میدهند و میگویند او گوش (آدم خوش باوری) است. بگو: گوش خوبی برای شما است (خوش باور بودن او به نفع شماست).»
مطابق رأی برخی از مفسّران، این آیه درباره یکی از منافقین نازل شده است. [8] .
ثانیاً: طبرسی میگوید: «نکته در اطلاق جمع، تعظیم امیرالمؤمنین است، همانگونه که رسول خداصلی الله علیه وآله در روز خندق فرمود: تمام ایمان در مقابل تمام شرک قرار گرفت. [9] .
ثالثاً: شرف الدین عاملیرحمه الله مینویسد: «نزد من در مورد تعبیر به جمع نکتهای لطیفتر و دقیقتر است، و آن اینکه: خداوند تعبیر به جمع آورد نه مفرد به جهت ملاحظه حال بسیاری از مردم؛ زیرا دشمنان علیعلیه السلام و بنی هاشم از منافقین و اهل حسد هرگز طاقت ندارند که فضیلت حضرت را به صورت مفرد بشنوند؛ زیرا در این صورت در آن طمع کرده و دست به اقدمی خواهند زد که عواقب خطرناکی بر اسلام خواهد داشت. آری بعد از آن، نصوص یکی پس از دیگری و به عبارات مختلف و در مقامات گوناگون از جانب رسول خداصلی الله علیه وآله رسید و با آنها امر ولایت امیر المؤمنینعلیه السلام را تدریجاً گسترش داد، تا آنکه دین را کامل کرده و نعمت را بر مردم تمام نمود، و این برنامه مطابق با عادت حکما در تبلیغ مردم به چیزی است که برای آنها مشقّت دارد. و خداوند این طریق را در تمام آیاتی که در شأن امیرالمؤمنین و اهل بیت طاهرینعلیهم السلام است پیاده کرده است.» [10] .
[1] تفسیر فخر رازی، ج 12، ص 28؛ روح المعانی، ج 4، ص 247. [2] سوره آل عمران، آیه 173.
[3] کشاف، ج 1، ص 441؛ تفسیر فخر رازی، ج 3، ص 145. [4] سوره مائده، آیه 11.
[5] سیره ابن هشام، ج 3، ص 120؛ کشاف، ج 1، ص 641؛ جامع البیان، ج 6، ص 146
. [6] سوره آل عمران، آیه 61. [7] سوره توبه، آیه 61. [8] تفسیر طبری، ج 8، ص 198.
[9] مجمع البیان، ذیل آیه ولایت [10] المراجعات، ص 263
استعمال مجازی
فخر رازی میگوید: «هر چند حمل لفظ جمع بر واحد، برای تعظیم روا است لکن مجاز است و نیاز به دلیل دارد.» [1] .
آلوسی نیز میگوید: «لفظ جمع برای عموم است... و فریقین بر این که باید عموم لفظ را پیروی کرد نه خصوص سبب را، اتفاق نظر دارند. و حمل عام بر خاص خلاف اصل است و در غیر ضرورت به کار نمیرود....» [2] .
پاسخ: اوّلاً: در جایی که جمع در معنای مفرد به کار میرود، این استعمال مجازی است، چون استعمال لفظ جمع در مفهوم واحد است، ولی در موردی که لفظ جمع در معنای خودش به کار میرود لکن فقط بر یک مصداق تطبیق میشود، این استعمال مجازی نخواهد بود. به عبارت دیگر: میان مصداق خارجی مفهوم لفظ با معنای آن تفاوت است و حقیقت و مجاز در محور استعمال لفظ در مفهوم و معناست نه در تطبیق با مصداق خارج. و مورد بحث ما از نوع دوم است. و قرآن کریم در موارد متعدّدی - برای تشویق یا تنبیه - آن را به کار برده است.
ثانیاً: چشم پوشی از خصوص سبب و پیروی از عموم لفظ که آلوسی مطرح کرده، منجر به این میشود که هیچ شأن نزولی را برای آیات نشناسیم، و این با مبنای اهل سنّت سازگاری ندارد.
ثالثاً: استعمال مجازی درصورت وجود قرینه؛ مثلحصر و عطف اشکالیندارد.
[1] تفسیر فخر رازی، ج 12، ص 28. [2] روح المعانی، ج 4، ص 247.
اراده محبت و نصرت
برخی میگویند: به قرینه سیاق، مقصود از «ولیّ» در آیه «ولایت» نصرت و محبّت است؛ زیرا آیه در سیاق آیات نهی از دوست و یاور گرفتن از کفار است. [1] .
پاسخ: اوّلاً: آیه «ولایت» به جهت سیاق آیه قبلش که درباره امیرالمؤمنینعلیه السلام است، از آیاتی که نهی از نصرت و محبّت کفار کرده، جدا گشته است. و لذا سیاق قبلی نمیتواند در آیه ولایت تأثیر گذاشته و به آن ظهور دهد.
خداوند در آیه 54 از سوره مائده که متّصل به آیه «ولایت» است میفرماید: (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَاللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ)؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما از آیین خود باز گردد [به خدا زیانی نمیرساند] خداوند جمعیتی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند، آنها در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچ ملامتگری هراس ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد [و شایسته ببیند] میدهد و [فضل] خدا وسیع و خداوند داناست.»
مطابق روایاتی که از امام باقر و امام صادقعلیهما السلام رسیده و برخی از مفسّران اهل سنّت ذکر کردهاند، این آیه مختص به امیرالمؤمنینعلیه السلام و اصحاب او است. و در حقیقت این آیه اشارهای به مسأله ولایت حضرت امیرعلیه السلام داشته و به جهت زمینهسازی برای آیه «ولایت» آمده است. و هرگز در سیاق آیات قبل که مربوط به نصرت و محبّت کفار است نمیباشد.
مؤیّد این مطلب که آیه مربوط به امیرالمؤمنینعلیه السلام است اینکه رسول خداصلی الله علیه وآله درباره ایشان در جنگ خیبر فرمود: «هر آینه مردی را میفرستم که هرگز خداوند او را خوار نمیکند، او خدا و رسول را دوست دارد، و خدا و رسول نیز او را دوست میدارند.» همه منتظر بودند که این شخص کیست؟ تا اینکه پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «علی کجاست؟» حضرت علیعلیه السلام که چشمانش به حدّی درد میکرد که درست جایی را نمیدید، آمد، حضرت آب دهان خود را بر چشم او مالید، آنگاه عَلَم را سه بار تکان داد و سپس در دستان حضرت علیعلیه السلام قرار داد. [2] .
ثانیاً: رسول خداصلی الله علیه وآله امامان از عترت خود را همتا و عدل قرآن قرار داده است به حدّی که به توسط آنها است که حقّ از باطل شناخته خواهد شد. و به طور متواتر شنیده شده که آن حضرات به آیه «ولایت» بر امامت حضرت علیعلیه السلام احتجاج کردهاند و لفظ «ولیّ» در آیه را به سرپرستی و اولی به تصرف و امامت معنا نمودهاند. در نتیجه با وجود این نصوصات از معصومینعلیهم السلام، هرگز اعتمادی به سیاق نیست.
ثالثاً: قرآنِ موجود، به اتفاق مفسّران بر ترتیب نزول آیات، جمع آوری نشده است، بلکه بر اساس مصالحی که بوده اینگونه ترتیب یافته است.
شاهد این مدعا اینکه: در آیات قبل و بعد از آیات «ولایت» کلمه «اولیا» به صورت جمع آمده ولی در آیه «ولایت» لفظ «ولیّ» به صورت مفرد به کار رفته است. و این قرینهای است بر اینکه این آیات با هم نازل نشده است.
به عبارت دیکر: یکپارچگی این آیات معلوم نیست، و صِرفِ بودن آیات در کنار هم دلیل بر نزول دفعی آنها نیست؛ چون قرآن کریم به تدریج و در مدت 23 سال بر پیامبرصلی الله علیه وآله نازل شده است، پس وحدت سیاق در این آیات احراز نشده است، بلکه بر یکپارچه نبودن این آیات دلیل وجود دارد؛ زیرا روایات فراوانی از طریق اهل سنّت و شیعه ذکر شده که شأن نزول این آیه داستان انفاق حضرت علیعلیه السلام است. این شأن نزول نشان میدهد که آیه «ولایت» با آیات قبل و بعد از خودش ارتباطی ندارد.
رابعاً: شواهد و قراینی که ذکر شد، نصّ بر سرپرستی حضرت علیعلیه السلام است، و هنگام تعارض بین نصّ و ظاهری که بر فرض از سیاق به دست میآید، نصّ به جهت افاده یقین مقدم است.
[1] روح المعانی، ج 4، ص 246؛ تفسیر رازی، ج 12، ص 29.
[2] مستدرک حاکم، ج 3، ص 132؛ مسند احمد، ج 5، ص 25، ح 3062؛ خصائص نسائی، ص 61.
ادامه در آیه ولایت 2......