تبلیغات
110 - مهندسی صنایع

110

پنجشنبه 22 مهر 1389

مهندسی صنایع

نویسنده: علی طولابی   طبقه بندی: مهندسی، 

 

رشته مهندسی صنایع

مهندسی صنایع ، شامل كاربرد روشهای تجزیه و تحلیل اصول فیزیكی برای تبدیل موادخام و سایر منابع به فرمی كه رضایت و احتیاجات آدمی را تامین كند، میباشد.با پیشرفت علم و تكنولوژی و تعامل این دو با هم، تخصصها و گرایشهای مختلف مهندسی بوجود آمدهاند. در این ارتباط مهندسی صنایع رشته نسبتاً جدید است كه ضمن برخورداری از مفهوم كلی مهندسی، حوزههای كاری فراتری را در مقایسه با سایر رشتهها مورد توجه قرار میدهد. نوشته حاضر سعی دارد مطالبی را جهت آشنایی با مهندسی صنایع در قالب سر فصلهای ذیل ارائه نماید.

مهندسی صنایع چیست؟

مهندسی صنایع عبارت از كاربرد اصول و تكنیكهایی به منظور بهبود، طراحی و نصب سیستمهایی شامل انسان، مواد، اطلاعات، انرژی و تجهیزات برای فراهم آوردن امكان تولید كالاها و ارائه خدمات بشكل كارا و مطلوب میباشد.

برای بررسی، ارزیابی و كاربرد این سیستمها، دانش و مهارتهای علوم ریاضی، علوم فیزیكی و علوم اجتماعی به همراه فنون و تكنیكهای طراحی مهندسی مورد نیاز است. فعالیتهای مهندسی صنایع همانند پلی است كه ارتباط بین اهداف مدیریت و عملكرد عملیاتی سازمان را ایجاد مینماید.

مهندسان صنایع بیشتر درگیر افزایش بهرهوری در مدیریت منابع انسانی، روشها و تكنولوژی هستند و حال آنكه سایر رشتههای مهندسی بیشتر درگیر ماهیت فنی فرایندها و فراوردهها میباشند. در واقع مهندسی صنایع تنها رشته مهندسی است كه عامل انسان یكی از مولفههای اصلی سیستمهای مورد مطالعه آن را تشكیل میدهد. در نتیجه مهندسان صنایع در تیمهای میان رشتهای برای امور برنامهریزی، نصب و كنترل و بهبود فعالیتهای موسسات به خدمت گرفته میشوند. این فعالیتها ممكن است فعالیتهای تولید، نوآوری در محصولات، ارائه خدمات، حمل و نقل و جریان اطلاعات سازمانی را شامل شود. با توجه به مطالب فوق، مهندسان صنایع بستر لازم برای تعامل تخصصهای مختلف و كار گروهی را به بهترین وجه ایجاد نموده و در نتیجه امور طرح، برنامهریزی، اجرا و نظارت بر عملكرد نظامهای تولیدی خدماتی بشكل منسجمتر انجام میشود و در نهایت انسجام امور به بهبود مستمر در جهت سهولت كارها، راحتی كاركنان، كاهش هزینهها، ارتقا كیفیت و جلب رضایت مشتریان منجر میشود.

تاریخچه مهندسی صنایع

اولین جرقههای پیدایش مهندسی صنایع بعنوان یك تخصص با آغاز انقلاب صنعتی در ابتدای قرن 19 زده شد. انقلاب صنعتی كه با ظهور اختراعات جدید خصوصاً در صنعت نساجی و اختراع ماشینبخار آغاز شد، باعث بكارگیری نیروی انسانی بیشتر و افول صنایع كوچك دستی شد. با گسترش كارخانجات، نیاز به مدیریت و تفكر مدیریتی بیش از پیش احساس شد. افراد بسیاری در جهت ارتقا كیفیت محصولات تلاش كردند. آدام اسمیت، پدر علم اقتصاد پیشنهاد تقسیم كار را داد. وی بیان كرد كه میتوان با تقسیم كار در كارخانه پیچسازی نتیجه كار را به مقدار زیادی بهبود بخشید. بهموازات اختراعات و نوآوری در فرایندها، روشهای حسابداری و هزینهیابی گسترش یافتند. روشهای تحلیل علمی، آزمایشات و اثباتهای علمی در طراحی و ساخت ابزارآلات و ماشینها بكار گرفته شد و در نتیجه، اثرگذاری این تحولات در تفكر سازمانی مدیریت موجب شد مدیریت علمی به عنوان یك نگرش و روش حرفهای مطرح شود. اولین تلاش برای علمی شدن مدیریت از آمریكا شروع شد. در سال 1881 فردریك تیلور پدر مدیریت علمی، اندیشههای خود را توسعه داد. فرانك گیلبرت و همسرش لیلیان در جهت مطالعه كار با بررسی حركات توانستند ابزار جدیدی را ابداع كنند. همچنین آنان به مسائل روانشناسی و انگیزههای انسانی توجه نمودند. عملكرد پرداخت پاداش و نتایج قابل قبول آن توسط امرسان ایجاد و توسعه یافت. مجموعه فعالیتهای تیلور و هم عصرانش برای فرموله كردن اصول اساسی به عنوان روشهای علمی مدیریت متمركز شده بود كه این فعالیتها بهزودی تحت عنوان مدیریت علمی شناخته شد.

كار این افراد توسط انجمن مهندسین مكانیك آمریكا ارج نهاده شد و عرصه برای فعالیت تیلور و همفكرانش توسط این انجمن ایجاد شد. در سال 1912 انجمنی برای ارتقا و رشد مدیریت بنا نهاده شد كه در سال 1915 انجمن تیلور نام گرفت. این انجمن از سال 1934 با عنوان انجمن مهندسی صنایع فعالیت خود را ادامه داد. در این دوران مدیران علمی دارای تحصیلات مهندسی بودند و بسیاری خود را مهندس صنایع قلمداد میكردند و گروهی نیز در حیطه مدیریت به عنوان مشاوران مدیریت مطرح بودند. بتدریج مواد درسی و مدرك مهندسی صنایع و برنامههای مربوطه مورد توجه قرار گرفت و در نهایت دانشكدههای مهندسی صنایع ایجاد و توسعه یافتند.

اهمیت مهندسی صنایع

مرور توانمندیها و خدمات مهندسی صنایع نقش و اهمیت مهندسی صنایع را بوضوح بیان میكند. امروزه حیات اقتصادی سازمانها و موسسات تولیدی و خدمات در بازار رقابتی شدید جهانی به استفاده بهینه از منابع در دسترس وابسته است. عموماً منابع در دسترس شامل مواد، منابع انسانی، ماشینآلات (شامل تجهیزات، لوازم جانبی، امكانات مورد نیاز شامل فضا و انرژی و ...)، منابع اطلاعاتی و منابع مالی طبقهبندی میشوند. ایجاد و نگهداری منابع یاد شده هزینههایی را برای سازمان بهدنبال دارد. هزینه تمام شده واحد محصول هر موسسه متأثر از نحوه به كارگیری این منابع است. هر شركت تولیدی یا خدماتی كه بتواند هزینههای خود را به حداقل ممكن برساند و به بیانی دیگر توانایی استفاده بهینه از منابع را در تمام اركان سازمانی خود ایجاد نماید یا حاشیه سود بیشتری به دست خواهد آورد و یا قادر خواهد بود كه قیمتهای فروش خود را با حفظ حاشیه سود قبلی، كاهش دهد. این بدان معنی است كه قدرت رقابتی موسسه مذكور در بازار افزایش مییابد. با توجه به تحولات اقتصاد جهانی قدرت رقابتی شرط اساسی موفقیت در كسب و كار نوین محسوب میشود. در كنار این مسائل، توجه به نوآوریها و ارتقا كیفی محصولات و خدمات كه از طریق تلاش برای یافتن طرحهای بهبود یافته و همچنین تحول در فرآیند كسب و كار نیز بقا و رشد موسسات را در پی خواهد داشت. با توجه به مراتب فوق اگر ضرورتها و نیازمندیهای رسیدن به امور مذكور را با تكنیكهای مهندسی صنایع تطبیق دهیم مشاهده میشود كه مهندسی صنایع ابزار لازم برای حصول اهداف سازمانی را بطور فراگیر و سیستماتیك فراهم میآورد و این نشانگر نقش و اهمیت بالای مهندسی صنایع بعنوان موتور محرك حركت سازمانهای امروزی است.

اصول فكری و دیدگاهها در مهندسی صنایع

اساس مهندسی در هر گرایشی طراحی مبنی بر اندازهگیری، محاسبه و تحلیل با استفاده از علوم ریاضی و تجربی شكل میگیرد. در نتیجه حرفه مهندسی كاملاً دید فنی و ماشینی دارد كه موجب محدودیت دیدگاه در ابعاد خاص شده و برخی موضوعات مانند یافتن بهترین روشهای مدیریتی و ارتباطات انسانی در دیدگاه محض مهندسی نادیده گرفته میشود. مهندسی صنایع با در برداشتن نگرش سیستماتیك و فراگیر ارتباط تخصصهای مختلف و نهاد مدیریت سازمان را ایجاد نموده و امور برنامهریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت بر امور اجرایی با هماهنگی بیشتری دنبال میگردد. این نگرش استمرار همان سیر تفكر تیلور و هم عصران وی میباشد كه با تلاش تك تك آنان مجموعه اصول و نگرشهای مدیریت علمی موجودیت یافت. مدیریت علمی همان نگرش سنتی مهندسی صنایع است. با پیشرفت مدیریت علمی، مهندسی صنایع با تفكری بر مبنای علوم ریاضی، فیزیكی، اجتماعی و اقتصادی در عرصه صنعت و خدمات ظهور كرد كه به معنی ایجاد یك تفكر فراگیر و سیستماتیك بود. نگاه مهندسی صنایع به مسائل از زوایا و دیدگاههای مختلف همانند توجه به خروجی و محصول سیستم، توجه به مشتری ویا نگرش به بهرهوری سازمان قابل طرح و پیگیری میباشد كه بر مبنای اصول فكری تقریباً یكسانی دنبال میگردد. اكنون باید دید كه اصول فكری مهندسی صنایع بر چه عواملی استوار است. در این راستا بطور خلاصه اصول فكری مهندسی صنایع ذیلاً ارائه شده است.

1- خلاقیت

فعالیت اصلی هر مهندس صنایع ارائه طرح برای بهبود سیستمهای جاری و یا ارائه طرح جدید میباشد كه به همین منظور قویاً نیاز به خلاقیت و نوعآوری جهت ارائه طرحهای نو و بدیع میباشد. در واقع با توجه به گستردگی مسائل، مهندسی صنایع همانند اقیانوسی از فنون و علوم مختلف به عمق نیم متر با برخورداری از زمینه خلاقیت و ابتكار به مهندسین صنایع این امكان را میدهد كه در جهت حرفه كاربردی مورد نظر به تعمیق دانش خود پرداخته و فرصتی فراهم میشود تا ایدههای جدید و خلاق در زمینههای مربوطه مطرح گردد.

2- تفكر فراگیر

نگرش سیستماتیك و فراگیر برجستهترین خصوصیت مهندسی صنایع است و اطلاق مهندسی صنایع و سیستمها به این رشته بی ارتباط با این نگرش نیست. نگرش فراگیر موجب میشود مسائل از كل به جز و تعامل اجزا با هم مورد بررسی دقیق قرار گرفته و مدل كاملی از سیستمهای مورد نظر تهیه و مسائل مورد نظر آن به بهترین شكل طرح و بررسی میگردد.

3- رهبری گروه

هر سیستمی كه طرح میشود اگر بدرستی اجرا نشود منتج به نتیجه نخواهد شد بلكه حسن اجرا سیستم طراحی شده یك ضرورت مهم تلقی میشود. لذا آشنایی با كلیت سیستم مورد نظر و نقش اجزا در كاركرد صحیح آن این امكان را فراهم میآورد كه هدایت و رهبری گروه كاری مجری سیستم با انگیزه بیشتری دنبال گردد و در واقع علاوه بر طراحی سیستم مورد نظر، مهندسی صنایع سیستمهای پیادهسازی و اجرا را نیز پیریزی نموده و نقش رهبری گروههای كاری را موثرتر دنبال مینماید.

4- مدیریت زمان

انجام كار بدون توجه به ظرف زمانی و تحویل به موقع خروجی مورد نظر سیستم، ارزش زیادی نمیتواند داشته باشد. امروزه اهمیت زمان و فرصتهای آن با توجه به عرصه تنگاتنگ رقابت اقتصادی برای همگان واضح و بدیهی است. در این خصوص مهندسی صنایع با درك موضوع تكنیكهایی را بكار میگیرد كه عامل زمان اجرای اجزای كاری را در تمامی فرایندها مورد توجه و مدیریت قرار میدهد.

5- ارتباط بهرهوری و بهبود مستمر

اعتقاد به ارتقا بهرهوری و بهبود مستمر یك اصل با ارزش در مهندسی صنایع است. اكتفا به وضعیت فعلی جز در جا زدن نتیجه دیگری نخواهد داشت. لذا مهندسی صنایع با پذیرش این مطلب كه سطح دانش و مهارتها یك مقوله نسبی همواره سعی در افزایش بهرهوری و بهبود وضعیت كاری نموده و سعی میشود همواره امور اثر بخشتر و كاراتر شود. نگرش بهبود مستمر این امكان را میدهد كه هر روز به فكر ارتقا هر چند به اندازه كوچك باشیم.

6- ذهن كنجكاو و یادگیری

یادگیری فرایندی است كه نمیتوان بر آن حد و مرز تعیین كرد. مهندسی صنایع به منظور مطالعه و پیگیری مسائل همواره به این نكته توجه دارد كه هر مورد را ، منحصر به فرد بررسی نماید و جهت شناخت آن فرض بر این است كه از تصورات ذهنی دوری نموده و سعی بر تعیین كشف واقعیتهای حاكم بر اجزا و كل سیستم میباشد. لذا عدم وجود تعصب خاص به ماهیت فنی امور موجب میشود ذهنیت كنجكاو برای كشف حقایق نهفته در پدیدهها تقویت شود و مهندس صنایع با ذهن دژم كمتر میتواند راهحلهای ابتكاری و راهگشا برای مسائل مورد نظر ارائه نماید.

زمینه های فعالیت مهندسی صنایع

با پیشرفت و تحول سریع علوم و فنون و پیچیدگیهای روز افزودن آن، بالطبع نظامهای تولیدی و خدماتی نیز گسترش یافتهاند كه در این میان اداره صحیح و مناسب این گونه واحدها مستلزم بكارگیری تكنیكهای علمی و پیشرفته جهت پیشبینی مدلسازی، برنامهریزی، تأمین و تدارك، اجرا و نظارت و ارزیابی نتایج حاصله در راستای وظایف مدیریتی است. همانطوری كه میدانیم فعالیت هر نظام اعم از تولیدی یا خدماتی با اتكا بر فناوری خاص آن امكان تداوم و استمرار دارد و صرفنظر از ماهیت فنی و صنعتی امر، فناوری دارای چهار جز اصلی یعنی شامل 1- تجهیزات، امكانات تولیدی و خدماتی 2- مدیریت و سازمان 3- نیروی انسانی 4- دانش فنی است. از آنجا كه رشتههای مهندسی مرسوم نظیر مهندسی مكانیك، برق، ساختمان و ... بیشتر به ابعاد فنی صنعت (مورد 1 و 4) توجه دارند. در فرایند كسب و كار رقابتی به تنهایی پاسخگوی مسائل پیچیده خدمات مهندسی و مدیریتی مدرن امروزی كه بصورت سیستماتیك تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و باورهای انسانی را در چرخه حیات سیستمهای مورد توجه خود لحاظ نمینمایند نیستند. لذا برای رفع چنین كمبودهایی در قرن حاضر بویژه طی چند دهه اخیر، رشته جدیدی تحت عنوان مهندسی صنایع با بهرهگیری از علوم ریاضی، فیزیكی، اجتماعی، اقتصادی و تكنیكها و فنون مهندسی بوجود آمده است. با توجه به مراتب فوق شاید مناسب بود این رشته با عنوان مهندسی مدیریت معرفی میشد، چرا كه كاربردهای آن محدود به صنعت نیست و هر موسسه انتفاعی و غیر انتفاعی با جنبه صنعتی یا خدماتی میتواند از فنون و تكنیكهای مهندسی صنایع بهرهگیرد. مبحث صرف منابع و حصول حد اكثر نتیجه از منابع مصروفی چیزی نیست كه منحصر به صنعت یا بنگاه خاصی باشد و امروزه با توجه به كمبود ارتقاع سطح بهرهوری امری ضروری و حیاتی محسوب میشود كه نشانگر بستر گسترده برای فعالیتهای مهندسی صنایع نفتی میشود . مهندسی صنایع در حرفهها و مشاغلی همچون، بانكداری، خدمات مشاورهای، صنعت بیمه، شركتهای هواپیمایی، كشتیرانی، بیمارستانها، كارخانجات، كشت و صنعت، خدمات شهری، استادیومهای ورزشی و یا هر مكان دیگری كه نیاز به برنامهریزی، هدایت و مدیریت و ارتقا بهرهوری میباشد كاربرد دارد.

برخی از زمینههای كاری مشخص مهندسی صنایع در بازار كسب و كار عبارتند از:

برنامه ریزی استراتژیك و عملیاتی سازمان

مدیریت تولید

مدیریت مهندسی

مدیریت پروژه

مهندسی لجستیك

سیستمهای تولیدی

مهندسی سیستمهای كیفیت

مهندسی سیستمهای اطلاعاتی

مهندسی مالی

مهندسی ارزش

مهندسی سیستمهای بهرهوری

طراحی فرایندها و ساختارهای سازمانی

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :